{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم
خودمو شبیه گربه شرک کردم که دیدم انگار میخواد بخنده(چی این گودزیلای اخمو هم مگه خنده بلده)ولی زود جدی شد.
_خب پس گفتین برای آگهی تشریف اوردین..
_بعله..
_ما به پرستار نیاز نداریم..
_یعنی چی اگه نیاز ندارین پس چرا اگهی زدین..😡
_اون آگهی برای دوماه پیش بوده...
_ولی من به این کار نیاز دارم...
_خب من چیکار کنم
_باید برام کار پیدا کنی..😄 😄 😄
_دیگه چی یه وقت تعارف نکنیا کاری دیگه ای هم داشتی بگو...
_وایسا فکر کنم نه فعلا کار دیگه ای ندارم اگه داشتم خبر میدم بهت....😄 😄 😄
_خیلی پروویی
_اینو همه بهم میگن یه چی دیگه بگو...
خخخ از این همه روییم داشت حرص میخورد بدبخت😤 😤 😤
ولی حقشه گودزیلا تا اون باشه الکی اگهی نزنه...
_خب چیشد کار برام پیدا میکنی یا ن...
_یه کاری هست 😄
_چه کاری..😀 😀
_باید کل کارای خونه رو انجام بدی البته اگه بتونی کوچولو...😎 😎 😎
چییی اووووون به من گفت کوچولووووو....😠 😠
دیدگاه ها (۱۳)

پارت سومچییی اون به من گفت کوچولو از حرص خون خونمو میخورد......

پارت چهارماوف برم بخوابم تا صبح بتونم این گودزیلا رو از خواب...

پارت اولوای خدا چرا آخه باید اون آتیش سوزی اتفاق می افتاد که...

😄 😄

پارت ۱ساعت ۷ و ۱۰ دقیقه صبح_جونگکوک:از در زندان اومدم بیرون ...

ویو شب همه دخترا اومدن بکی مارگارت جودی کلویی با انلی اشنا ش...

سلام سلام چطورید من اومدمممممممممم ولی این دفعه شرط ها رو می...

:Part8 جیمین ساف ایستاد و توی چشم های مرده روبروش خیره شد......

پارت ۱۹جونگ کوک:پیاده شو یونا:اوفجونگ کوک:اوف نکن داری اعصاب...

Chapter 12"*frozen*_ پرنسس پاشو دیگه الانه که از نبودت بزنم ...

____[The Forbidden Crossing]____

Enemys Embrsce [ part ۲۳ ]

عاشقم باش Part 44

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط