{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوش در حــلقه مــا قصــه گیســوی تـو بود

دوش در حــلقه مــا قصــه گیســوی تـو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون مـی‌گـشت
بـــاز مشتـــاق کمـــانـخانـه ابروی تو بود
هــم عفــاالله صبـــا کــز تــو پیامـی مـی‌داد
ور نه در کس نرسیدیم کـه از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فـتـنه انگیـز جهــان غمــزه جادوی تو بود
مــن سرگشـته هم از اهل سـلامت بـودم
دام راهـــم شـکـن طـره هنــدوی تو بود
بـگشــا بنــد قبــا تــا بگشـــایـد دل من
کــه گشـادی کـه مرا بود ز پهلوی تو بود
بــه وفــای تــو کــه بـر تربــت حــافظ بـگذر
کـز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود
حافظ
دیدگاه ها (۶۱)

Attar-050518

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

دوش در حــلقه مــا قصــه گیســوی تـو بودتا دل شب سخن از سلسل...

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بودتا دل شب سخن از سلسله موی تو ...

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بودتا دل شب سخن از سلسله موی تو ...

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بودتا دل شب سخن از سلسله موی تو ...

...دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بودتا دل شب سخن از سلسله موی ...

به وفایِ تو که بر تربتِ حافظ بگذرکز جهان می‌شد و در آرزویِ ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط