{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر

یادش بخیر
موتورو قطعه هاشو تیکه تیکه اوردیم
ریز به ریزشو سرهم کردیم تا سرپا شد
بعدش از پیکاپ همسایه بنزین گرفتیم روشنش کردیم خخخخخ چه دورانی بود
دیدگاه ها (۲)

𝑷𝒂𝒓𝒕²

زندگی دوباره

#اتاق_خون_گرفتهپارت شش یه تیکه شیشه خیلی بزرگ از بالای سرم د...

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت ترانه

✨🌱✨#ناحله#قسمت_بیستمکسی که پشت خط بود و هنوز نفهمیده بودم کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط