{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل را ز شرار عشق سوزاند علی؛

دل را ز شرار عشق سوزاند علی؛
یک عمر غریب شهر خود ماند علی؛
وقتی که شکافت فرق او در محراب؛
گفتند مگر نماز می خواند علی؛
دیدگاه ها (۶)

قایقی خواهم ساخت ..

وقتی مرد، زن را «موجود غریب» می‌خواند، در واقع به قدرتِ نامر...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

دلم در زیر بار آرزوها مردنهال عمر من افسرد؛ افسـردچه امیدی چ...

بعضی رفتن‌ها فقط یک نفر را از زندگی‌مان کم نمی‌کنند؛انگار تم...

-دوشیزه ... وقت عصرانه است مهمان ها چشم انتظار شما هستند 😶 پ...

عاشقانه های شبنم

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

چه بسیار چیزهایی که تمام عمر برای به‌دست آوردنشان دویدیم... ...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط