روزنامه ابتکار: ما اصلاحطلبان در انتخابات هم چوب را خوردیم هم پیاز را
يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۴:۴۶سال هفتاد و نهم شماره ۲۲۷۷۵_ کیهان
نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
مقاله کیهان _ ما اصلاحطلبان در انتخابات هم چوب را خوردیم هم پیاز را
سرویس سیاسی-
روزنامه ابتکار در شماره اخیر خود نوشت: لحظه انتشار این یادداشت انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری به پایان رسیده است. نتیجه هرچه باشد امیدوارم به کاهش آلام ایرانیان منجر شود. اما زیر پوست این انتخابات، به نظرم آرایش جدیدی پنهان مانده است. امروز تحولخواهان ایران دو دسته آشکار دارند. دستهای که ساز ناامیدی و عدم مشارکت کوک کردند و امروز نسبت به کارکرد صندوق رای دچار تردید شدهاند. چندان که به زحمت میشود فعالیتشان را درون جمهوری اسلامی معنا کرد و پهلو به اپوزیسیون میزنند. دستهای دیگر اما با محوریت حزب کارگزاران سخت در تلاش برای پیروزی آقای همتی است.
مدتهاست که من منتقد هر دو رویکرد هستم. اگر رویکرد اول را بتوان به اصلاحطلبان جامعهمحور نزدیک دانست، معتقدم به جز نفی رویکرد دولتمحور هیچ کار مهمی انجام ندادهاند. نه در بازسازی نهادهای اجتماعی کاری انجام دادهاند و نه به ساختن احزابی کارآمد توفیق داشتهاند. زبانشان نیز واجد عناصر ضد جمهوری اسلامی شده و سوءتفاهمات آن بالاست و لذا خشونت و هزینه سیاستورزی آن غیرمنطقی است. طبیعتاً من نمیتوانم با این گروه همدل باشم. خروج از جمهوری اسلامی و ناامید شدن از اصلاح امور، خلاف مرام اصلاحطلبی است. اساساً معتقدم و این اعتقاد خود را پیشتر نوشتهام که زبان ما باید درون جمهوری اسلامی تعریف شود. تبار ما از تبار این نظام است و خروج از این سنت و وضعیت هرچه نام داشته باشد، نامش اصلاحطلبی نیست.
در ادامه این مطلب امده است: رویکرد دوم، هرچند خود را منتقد جامعهمحوران میداند اما پایش حسابی میلنگد. جمعی موسوم به تکنوکرات که من آنان را بال راست اصلاحطلبی مینامم. اجمالاً این گروه دوم با دو بحران بزرگ مواجه است. اول اینکه به جهت گردش به راست تند و تیزی که داشتند با بحران اصالت مواجهاند. با هیچ شعبده هرمونتیکی نمیتوان از دلِ آرمانخواهیِ چپ خط امام، چنین فرزندان لیبرالی را بیرون کشید! عدالت و آزادی دو دال اصلی گفتمان اصلاحطلبی در طول این صد سال بوده است.
در گفتمانها جابجایی دالها میان اصلی و فرعی امری محتمل است اما محو یکباره دال عدالت یک مسئله است. در ثانی آرمان عدالت و سایر ارزشهای اصیل خط امامی به مسلخ تکنوکراسی رفت با این ادعا که کارآمدی برویَد اما بیشتر فساد زایید. در دنیا تکنوکراسی جنبش احیای کارآمدی است. اما در اینجا هیچ ایده و تجربهای برای احیای کارآمدی از جماعت مدعی تکنوکراسی شاهد نیستیم. از این روی معتقدم بال راست اصلاحطلبی، آرمانهای اصیل اصلاحطلبی را به بهانه کارآمدی از این گفتمان حذف کرد اما هیچ منشور روشن حکمرانی تولید نکرد. لذا در معامله بال راست اصلاحطلبی، ما اصلاحطلبان هم چوب را خوردیم هم پیاز را. هم آرمانها را از کف دادیم و هم کارآمدی و حکمرانی مطلوب را به کف نیاوردیم. قمار کارگزاران برایمان دوسر باخت شد.
نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
مقاله کیهان _ ما اصلاحطلبان در انتخابات هم چوب را خوردیم هم پیاز را
سرویس سیاسی-
روزنامه ابتکار در شماره اخیر خود نوشت: لحظه انتشار این یادداشت انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری به پایان رسیده است. نتیجه هرچه باشد امیدوارم به کاهش آلام ایرانیان منجر شود. اما زیر پوست این انتخابات، به نظرم آرایش جدیدی پنهان مانده است. امروز تحولخواهان ایران دو دسته آشکار دارند. دستهای که ساز ناامیدی و عدم مشارکت کوک کردند و امروز نسبت به کارکرد صندوق رای دچار تردید شدهاند. چندان که به زحمت میشود فعالیتشان را درون جمهوری اسلامی معنا کرد و پهلو به اپوزیسیون میزنند. دستهای دیگر اما با محوریت حزب کارگزاران سخت در تلاش برای پیروزی آقای همتی است.
مدتهاست که من منتقد هر دو رویکرد هستم. اگر رویکرد اول را بتوان به اصلاحطلبان جامعهمحور نزدیک دانست، معتقدم به جز نفی رویکرد دولتمحور هیچ کار مهمی انجام ندادهاند. نه در بازسازی نهادهای اجتماعی کاری انجام دادهاند و نه به ساختن احزابی کارآمد توفیق داشتهاند. زبانشان نیز واجد عناصر ضد جمهوری اسلامی شده و سوءتفاهمات آن بالاست و لذا خشونت و هزینه سیاستورزی آن غیرمنطقی است. طبیعتاً من نمیتوانم با این گروه همدل باشم. خروج از جمهوری اسلامی و ناامید شدن از اصلاح امور، خلاف مرام اصلاحطلبی است. اساساً معتقدم و این اعتقاد خود را پیشتر نوشتهام که زبان ما باید درون جمهوری اسلامی تعریف شود. تبار ما از تبار این نظام است و خروج از این سنت و وضعیت هرچه نام داشته باشد، نامش اصلاحطلبی نیست.
در ادامه این مطلب امده است: رویکرد دوم، هرچند خود را منتقد جامعهمحوران میداند اما پایش حسابی میلنگد. جمعی موسوم به تکنوکرات که من آنان را بال راست اصلاحطلبی مینامم. اجمالاً این گروه دوم با دو بحران بزرگ مواجه است. اول اینکه به جهت گردش به راست تند و تیزی که داشتند با بحران اصالت مواجهاند. با هیچ شعبده هرمونتیکی نمیتوان از دلِ آرمانخواهیِ چپ خط امام، چنین فرزندان لیبرالی را بیرون کشید! عدالت و آزادی دو دال اصلی گفتمان اصلاحطلبی در طول این صد سال بوده است.
در گفتمانها جابجایی دالها میان اصلی و فرعی امری محتمل است اما محو یکباره دال عدالت یک مسئله است. در ثانی آرمان عدالت و سایر ارزشهای اصیل خط امامی به مسلخ تکنوکراسی رفت با این ادعا که کارآمدی برویَد اما بیشتر فساد زایید. در دنیا تکنوکراسی جنبش احیای کارآمدی است. اما در اینجا هیچ ایده و تجربهای برای احیای کارآمدی از جماعت مدعی تکنوکراسی شاهد نیستیم. از این روی معتقدم بال راست اصلاحطلبی، آرمانهای اصیل اصلاحطلبی را به بهانه کارآمدی از این گفتمان حذف کرد اما هیچ منشور روشن حکمرانی تولید نکرد. لذا در معامله بال راست اصلاحطلبی، ما اصلاحطلبان هم چوب را خوردیم هم پیاز را. هم آرمانها را از کف دادیم و هم کارآمدی و حکمرانی مطلوب را به کف نیاوردیم. قمار کارگزاران برایمان دوسر باخت شد.
- ۱.۴k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط