{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با نگاهی که شب دوش اشارت کردی

با نگاهی که شب دوش اشارت کردی
به خدا بود و نبودم همه غارت کردی

آشکارا نتوان گفت چه کردی و چه بود
آن عبارت که تو پنهان به اشارت کردی

کعبه‌ی گل همه را، کعبه‌ی دل خاصان راست
کعبه سهل است، خدا را تو زیارت کردی

دلم آتشکده‌ی عشق و ز غم ویران بود
تو بت آتشکده‌ی عشق عمارت کردی

شعر و شور و دل دیوانه و آزادگیم
همه را بسته‌ی زنجیر اسارت کردی

ابر من عابر آفاق نهان نومیدی
آشکارا تو ز امید عبارت کردی

کاش می‌شد بنویسم چه نوشتی با چشم
کاش می‌گفت عبارت چه اشارت کردی

نادر از هند نبرد، آنچه تو بردی ز دلم
که تو مهری و مهاری و مهارت کردی

دلم ایران و تو اسکندر طاییس اطوار
زدی و سوختی و کشتی و غارت کردی

“مهدی اخوان ثالث”
دیدگاه ها (۳)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

با نگاهی که شب دوش اشارت کردی به خدا بود و نبودم همه غارت کر...

با نگاهی که شب دوش اشارت کردیبه خدا بود و نبودم همه غارت کرد...

با نگاهی که شب دوش اشارت کردیبخدا بود و نبودم همه غارت کردیآ...

نادر از هند نبرد ، آنچه تو بردی ز دلم که تو مهری و مهاری و م...

کاش می شد بنویسم چه نوشتی با چشمکاش می گفت عبارت چه اشارت کر...

نادر از هند نبرد ، آنچه تو بردی ز دلمکه تو مهری و مهاری و مه...

‌‌‌نادر از هند نبرد، آنچه تو بردی ز دلمکه تو مهری و مهاری و ...

نادر از هند نبرد ، آنچه تو بردی ز دلمکه تو مهری و مهاری و مه...

با نگاهی که شب دوش اشارت کردی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط