{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصلا چرا دروغ،همین پیش پای تو

اصلا چرا دروغ،همین پیش پای تو
گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم
احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو
دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت نرم تر شود
بی فایده ست این همه دوری، فدای تو

دریای من! به ابر سپردم بیاورد
یک آسمان بهانه ی باران برای تو

ناقابل است، بیشتر از این نداشتم
رخصت بده نفس بکشم در هوای تو
دیدگاه ها (۴)

در پی کافه دنجی هستم/ته یک کوچه بن بست فراموش شده/که در آن، ...

' نمیدونم قد ما کوتاه بود یاقدیما برف بیشتر میومدنمیدونم دل ...

زير باران بيا قدم بزنيمحرف نشنيده اي به هم بزنيمنو بگوييم و ...

این روزهاگفتن دوستـت دارم !آنـقدر ساده است که می شود آن رااز...

یاد گمشده یی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط