چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم

چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم

به همین دیده ، سر ِ دیدن ِ اقوامم نیست


خبرت هست که بی روی ِ تو آرامم نیست!


#جناب_سعدی
دیدگاه ها (۱)

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفتآیا چه خطا دید که از راه ...

عاشقانه های شبنم

هیچ کس جز تومرا نیست خریدار رضاوقت آن استبه این بنده نگاه ان...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

این ویدئو رو هزار بار دیدم. شما هم دیدید. چیز تازه‌ای نیست، ...

سلام آقا 💚🙏دو باره جمعه و مشتاق دیدار تو هستیم ❤️برای دیدن غ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

نه از آشنایان وفا دیده امنه در باده نوشان صفا دیده امز نامرد...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط