و عشق

و عشق
داستان باد و دریاست
گاهی به نسیمی
دلربایی می کند
گاه طوفانی شده
دل اشوب
ارام و ساکن مرداب است

#امیرعلی_قربانی


https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۳۷)

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

آفتابی شد به تنهایی ما  تابید و رفتآتشی زد در جواهرخانه‌ی خو...

https://wisgoon.com/yasmyin🌹 تقدیم به فرشتگان سپیدپوش؛ پرستا...

⚖️🖤 وکیل من 🖤⚖️یک داستان عاشقانه 💕، حقوقی ⚖️، هیجانی 🔥، درام...

شخصیت‌های داستان اتفاق ممنوعه ✦🖤 BTSRM | کیم نامجونرهبر گروه...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

یه داستان جدید اوردم با وایب فانتزی!

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط