ز دست دیده و دل هر دو فریاد

ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش زفولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
دیدگاه ها (۵)

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

طبیعت

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

به نامِ ایران، به نامِ خاکِ زرینبه نامِ تاریخِ پرشکوهِ دیرین...

عاشقانه های شبنم

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

امام رضا جانمبگذار با خون دل بنگارم آنچه را که می توانم فریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط