پارت پنج

پارت پنج


خواستم برم که دیدم مچ دستم کشیده شد و من با سر خوردم به سینه عضله ای
_به همین راحتی نیست خانم کوچولو +م...م...منظورتون چیه
_قبلانم بهت گفتم فکر کنم، عاقبت اینطور حرف زدن با من شانس زنده موندنش کمه
+بس کنین آقای جئون منو شما فقط‌باهم کار می‌کنیم و من با شما بد رفتاری نکردم
_من نگفتم بد رفتار کردی گفتم به حرفم اگه گوش نکنی و اینطور حرف بزنی عاقبت خوبی نداره
+مثلا میخوای چیکار کنی
_(تک خنده ای کردم و گفتم میخوای الان بدونی
+آره الان بگین
_یک بوسه وحشیانه و مالکانه کردم در حدی که لب هایش قرمز و متورم شده بود و انگار که داشتم آن را علامت گذاری میکردم
+مقاومت میکردم و آن را به عقب هل میدادم اما فایده نداشت آن بوسه بیشتر و عمیق تر میشد
+ممممم.....نکننننن
+دیوونه چطور جرئت میکنی ها
_(نیشخند رضایت زدم
_بهت گفتم که
+لب هایم را پاک کردم وگفتم حرومزاده از خود راضی فکر کردی کی هستی
_من کیم هان من رئیس بزرگترین مافیا کره یا کل دنیا
.....+
_خب حالا دیدی چیشد سعی کن با من درست حرف بزنی من با همه اینطوری رفتار نمیکنم همه رو به اون دنیا میفرستم اما تو...تو(میخندم و میگم میتونی بری)
+این حرکت رو نادیده میگیرم آقای جئون
_(خنده بلندی کردم و گفتم باشه برو
+رفتم و در رو کوبیدم
_ زیر لب گفتم هرکی‌بود همراهی می‌کرد کوچولو
+از شرکت خارج شدم و به شدت عصبی بودم و رفتم‌خونه و خونه لیا نبود رفته بود مسافرت زنگ زدم بهش و کلی غر غر کردم
فردا ساعت۸شب
یوری:
رفتم شرکت و یه شلوارک لی سفید پوشیده بودم با یه کراپ لیمویی خنک و موهامو از بالا بسته بودم و آرایش ملایمی کردم
+سلام آقای جئون
_سلام خانم یوری
+طرحمو چاپ ‌کردم و یه کپی گرفتم
_بده ببینم
+بفرمایین
+طرحو دادم و گفتم همونطور که خواسته بودین
چون به این طرح زحمت کشیده بودم نمیتونستم قرارداد فسخ کنم و تحمل کردم
_طرحو گذاشتم رو میز و گفتم یوری میخوای باهم یه قرارداد دیگه ای ببندیم من یه عمارت از تو میخوام
+نه آقای جئون من دیگه نمیخوام با شما قرارداد‌ببندم
_چرا ترسیدی تک خنده ای کردم
+نه اصلا فقط دیگه‌نمیخوام قیافه تورو ببینم
_خنده ای کردم و گفتم تو اولین دختری هستی که منو این همه می‌خندونی
_فکر کردی من چیزی که میخوام نمیتونم بدست بیارم اگه اینطوری فکر ‌کردی خب اشتباه فکر کردی
+نه ممنون من نمیخوام قرارداد ببندم دوباره
_حتی اگه پولش زیاد باشه مثلا۱۲میلیون وون
+من همین کارمو تموم کنم کافیه و همون۴میلیون وون منو بدین
_اولین دختری بود این همه پولو رد می‌کرد فقط بخاطر اینکه منو نبینه و دیگه نتونم‌ببوسمش واقعا....

ادامه پارت بعد✨
دیدگاه ها (۲)

سرنوشت پارت (۱۲)

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂"""""""""""𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 8""""""""""""""""""""""...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2«ویو ا.ت»یه مردی پشت میز نشسته بود و سرش پایین بود...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:4^ ...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

Do I love him, or do I hate him?💜 P²⁸ 💜ویو جونگکوکجونگو: تا ...

اکسپرور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط