دلم تنگ است ای جانم

دلم تنگ است ای جانم
بیا با اشک کن لبریز جامم را
جهان لرزید گویی با غمت ای جان
دلم آواری از اندوه می گردد
تو معصومانه مدفون گشتی و قلبم فرو می ریخت
در این سرمای بی‌رحمانه ی تاریخ
در این بیداد ظلمانی
جهان تاریک شد ناگاه
وآن همسایگان پاک
و آن همسایگان خوبتر از خوب
کنون در ظلمتِ تاریکِ آن آوار بیدارند
تو ای مأمور امداد و نجات از مرزهای دور
تو ای بیدار دل بشتاب
در این پس‌لرزه ها شاید امیدی هست
و شاید دختری معصومتر آنجاست
https://pin.it/1YDvidm
Join my group board
, مجموعه اشعار ساسان خاکسار متخلص به وحید تویسرکانی
  https://pin.it/1YDvidm
دیدگاه ها (۱)

مجموعه اشعار ساسان خاکسار:رضا جون دستای بسته را بگیررضا جون ...

گر هدیه ی من شاخه گلی سرخ شدست چشمانم از حسرت رویت شده مست ا...

زندگان جاوید

در درونم محبتت جاری استزخم و سوزم نشانِ غمخواری استدوستت دار...

بشتاب رفیق این بهار استقمری و هزار بیقرار استلعلِ لبِ یار آب...

بهاریه و ..‌

سخنم را دریاب!زندگی درد بزرگی است،تحمل بایدشاید از روزنه ی د...

به وسعت وطنم مانده در قفس دردینشسته از غم و حسرت به شانه اش ...

on Pinterest! https://pin.it/6kSkqEb

زندگی زیباست... پروردگار تو زیبا کشیده نقش/ این فرش هستی اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط