{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادری که در کهنسالی با اینهمه درد و بیماری ،

مادری که در کهنسالی با اینهمه درد و بیماری ،
وقتی می بینه هیچکس دردشو باور نداره ، با خودش میگه ” حتمأ ” من خوبم ” و سعی میکنه با کمر خمیده و پای لنگش ادای آدمای سالمو در بیاره .
قدرشونو بدونیم تا وقتی هستند . زمان خیلی زود ” دیر ” میشه !!!
دیدگاه ها (۳)

intertwined fate of two enemies-part 17

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

به سلامتی پدری که در کهنسالی با اینهمه درد و بیماری ، وقتی م...

⏪❤➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖مادری که در کهنسالی بااینهمه درد برای اینکهکسی ن...

این داستان:« آدمای لازم »بعضی آدما تو هر جمع یا خانواده ای ...

حیف نون زنگ میزنه به دوستش ، دوستش میگه چه قدر لهجت بده! حیف...

بخشی از کتاب میخوام آدم حسابی باشم از خانم نیکیتا وی جامعه ش...

گزارش کردن فقط نشون دهنده ی عقده ی شماست دوست عزیزچندپارتی:و...

بخونید حتما خیلی قشنگه💔 😔 👇 👇 👇 یه دختره خوشگله 15،14ساله از...

꧁༺به نام خدا༻꧂. رمان #جواهر_بخش_ای#پارتـــ4سوار ماشین یوری ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط