به نام خدا
꧁༺به نام خدا༻꧂.
رمان #جواهر_بخش_ای
#پارتـــ4
سوار ماشین یوری شدم .
تو راه زبونش باز شد و شروع کرد به حرف زدن
یوری : جی همش نقشه بود
با تعجب نگاش کردم گفتم :
جی جی : هاااا
یوری : جی من نمیخوام تو رو از دست بدم به خاطر همین میخوام حقیقتو بهت بگم .
جی جی : حقیقت چی؟
یوری : راستش کیفر میخواست از تو استفاده کنه تا از اریس انتقام بگیره . بعد از موضوع الا و اریس خیلی به هم ریخته بود و وقتی فهمید تو دختر خالشی اومد پیش من و گفت که میخواد ازت استفاده کنه
با خودم گفتم حتما یوری عقلشو از دست داده یا داره اینا رو میگه که من نسبت به کیفر بد بین بشم بهش گفتم :
جی جی : چجوری میخواست ازم استفاده کنه؟
یوری : اون گفت که میخواد یه نقشه بکشه که تو رو عاشق خودش بکنه و بعد از این که عاشقش شدی تو رو ول کنه تا اریس از رنج کشیدنای تو عذاب بکشه و اینجوری انتقام بگیره .
من که حرفای یوری رو باور نمیکردم به نظرم اونا رو فقط برای بد جلوه دادن کیفر میگفت ، تا متوجه شد که من فک میکنم دروغ میگه گفت:
یوری : جی میدونم باور کردمش سخته ولی خوب فک کن ، کیفر چرا باید بعد از چند هفته که اومدی توی بخش ای باهات خوش اخلاق بشه ؟! این همون کیفری نبود که میخواست تو رو اذیت کنه که از بخش E بری ؟! پس چرا یهو رفتارش باهات عوض شد و شروع کرد به ، به دست اوردن دلت ، تازه اون هنوز سر قضیه الا ناراحت و غمگین بود و نمیتونست بعد چند هفته عاشقت شده باشه .
وقتی یوری اینا رو گفت به نظرم همچین اشتباهم نبود اخه چرا پادشاه ک*صخلا باید از من خودشش بیاد و سعی کنه بهم نزدیک شه اونم درست هفته بعد از اینکه با توپ محکم زد توی صورتم چون عشقشو با اریس دید.
همه چیو مثل پازل کنار هم چیدم .
وقتی فهمیدم کیفر چه نقشه ای داشت ازش بدم اومد ، قلبم شروع کرد به تند تند تپیدن . میتونستم صدای شکستن قلبمو بشنوم و بغض داشت خفم میکرد .
میدونستم دیر یا زود منو ول میکنه . پس قبل از اینکه به هدفش برسه باید ازش دور میشدم.
یوری: جی بیا با هم به ژاپن بریم و همونجا ازدواج کنیم و زندگیمونو شروع کنیم.
پیشنهاد یوری برای رفتن به ژاپن برای دور شدن از کیفر بهترین گزینه بود.
جی جی : یوری من میخوام تا فردا از اینجا برم .......
☆جواهر بخش ای☆
#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
رمان #جواهر_بخش_ای
#پارتـــ4
سوار ماشین یوری شدم .
تو راه زبونش باز شد و شروع کرد به حرف زدن
یوری : جی همش نقشه بود
با تعجب نگاش کردم گفتم :
جی جی : هاااا
یوری : جی من نمیخوام تو رو از دست بدم به خاطر همین میخوام حقیقتو بهت بگم .
جی جی : حقیقت چی؟
یوری : راستش کیفر میخواست از تو استفاده کنه تا از اریس انتقام بگیره . بعد از موضوع الا و اریس خیلی به هم ریخته بود و وقتی فهمید تو دختر خالشی اومد پیش من و گفت که میخواد ازت استفاده کنه
با خودم گفتم حتما یوری عقلشو از دست داده یا داره اینا رو میگه که من نسبت به کیفر بد بین بشم بهش گفتم :
جی جی : چجوری میخواست ازم استفاده کنه؟
یوری : اون گفت که میخواد یه نقشه بکشه که تو رو عاشق خودش بکنه و بعد از این که عاشقش شدی تو رو ول کنه تا اریس از رنج کشیدنای تو عذاب بکشه و اینجوری انتقام بگیره .
من که حرفای یوری رو باور نمیکردم به نظرم اونا رو فقط برای بد جلوه دادن کیفر میگفت ، تا متوجه شد که من فک میکنم دروغ میگه گفت:
یوری : جی میدونم باور کردمش سخته ولی خوب فک کن ، کیفر چرا باید بعد از چند هفته که اومدی توی بخش ای باهات خوش اخلاق بشه ؟! این همون کیفری نبود که میخواست تو رو اذیت کنه که از بخش E بری ؟! پس چرا یهو رفتارش باهات عوض شد و شروع کرد به ، به دست اوردن دلت ، تازه اون هنوز سر قضیه الا ناراحت و غمگین بود و نمیتونست بعد چند هفته عاشقت شده باشه .
وقتی یوری اینا رو گفت به نظرم همچین اشتباهم نبود اخه چرا پادشاه ک*صخلا باید از من خودشش بیاد و سعی کنه بهم نزدیک شه اونم درست هفته بعد از اینکه با توپ محکم زد توی صورتم چون عشقشو با اریس دید.
همه چیو مثل پازل کنار هم چیدم .
وقتی فهمیدم کیفر چه نقشه ای داشت ازش بدم اومد ، قلبم شروع کرد به تند تند تپیدن . میتونستم صدای شکستن قلبمو بشنوم و بغض داشت خفم میکرد .
میدونستم دیر یا زود منو ول میکنه . پس قبل از اینکه به هدفش برسه باید ازش دور میشدم.
یوری: جی بیا با هم به ژاپن بریم و همونجا ازدواج کنیم و زندگیمونو شروع کنیم.
پیشنهاد یوری برای رفتن به ژاپن برای دور شدن از کیفر بهترین گزینه بود.
جی جی : یوری من میخوام تا فردا از اینجا برم .......
☆جواهر بخش ای☆
#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
- ۱۰.۷k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط