{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم

زندگی تلخ تر از زهر بود گر تو نباشی
بعد ازین مرده حسابم کن و بگذار بمیرم

تا به کی حلقه شوم سر بدر خانه بکوبم
از در خانه جوابم کن و بگذار بمیرم

قصه ی عشق بگوش من دیوانه چه خوانی؟ بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم

گر چه عشق تو سرابی ست فریبنده و سوزان
دلخوش ای مه، به سرابم کن و بگذار بمیرم

اشک گرمم که به نوک مژه چون شمع بلرزم
شعله شو، یکسره آبم کن و بگذار بمیرم

خسته شد دیده ام از دیدن امواج حوادث
کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم
دیدگاه ها (۸)

تو شاهد بر دل سوزانی ای شب به درد من تو هم گریانی ای شب دلم ...

حلالم کن اگر روزی گرفتار دلت بودم ......نفهمیدم که خوش بودی ...

‌ ‌ دوباره می نویسمت ...کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به س...

قصه گو ؛ قصه ی من خانه خرابست ننویس ... همه ش...

فقط اونجا ک شهـــریار میـــــگع.... امشب از باده خرابم کن و...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم غرق دریای شرابم کن و بگذ...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط