{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تورا صبحی مه آلود ازدل یک خواب آوردم

تورا صبحی مه آلود ازدل یک خواب آوردم
تنت را ریختم در شیشه مهتاب،آوردم
.
خریدم ازپری ها جفت مرواریدچشمت را
و از اعماق دریاهای بی پایاب آوردم
.
خود من یافتم در قصه ها تخم نگاهت را
تورامن کاشتم،من سایه بودم،آب آوردم
.
بپرس این دست های هرزه آماده چیدن
کجا بودند وقتی کالی ات را تاب آوردم؟
.
بریز ازخویش زنبیل مراازخواستن پرکن
برای شاخه هایت یک زمستان خواب آوردم



مهدی فرجی
از کتاب میخانه بی خواب
دیدگاه ها (۷)

سرت که درد نمی آید از سوالاتم؟مرا ببخش که اینقدر بی مبالاتم....

بدان قدر مرا مانند من پیدا نخواهد شد!که هرکس با تو باشد -غیر...

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت! مستی دلدادگی گذشتدر ...

عین شیرین شست و شویی ده تن بی تاب راتا که از یک گوشه چشمانم ...

تورا صبحی مه آلود از دل یک خواب آوردمتنت را ریختم در شیشهءمه...

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط