بدون تو
بدون تو
آه…
حسرت چه جولانی می دهد برای لحظه دیدار
جسمم میجوشد در این سوی دیوار
مثل یک بیمار گذر میکند
این طعنه ی تلخی است،
انگار بدون تو قصه نیست
حال امشب و هر شب من است
بدون تو لحظه های با تو بودن مثل نام قشنگ تو
پرستو وار از خاطر آرامم کوچ میکند…
بدون تو
آه…
که زمان انگار با من گل یا پوچ میکند
بدون تو حال من اما…
پشت یک واژه...
آه
من تا همیشه تنها،
ساده و کودکانه گریه میکنم…
آه…
حسرت چه جولانی می دهد برای لحظه دیدار
جسمم میجوشد در این سوی دیوار
مثل یک بیمار گذر میکند
این طعنه ی تلخی است،
انگار بدون تو قصه نیست
حال امشب و هر شب من است
بدون تو لحظه های با تو بودن مثل نام قشنگ تو
پرستو وار از خاطر آرامم کوچ میکند…
بدون تو
آه…
که زمان انگار با من گل یا پوچ میکند
بدون تو حال من اما…
پشت یک واژه...
آه
من تا همیشه تنها،
ساده و کودکانه گریه میکنم…
- ۱.۹k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط