{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏‏منم و تلخیِ دلدار، ولی میخندم

‏‏منم و تلخیِ دلدار، ولی میخندم
منم و سینه ی بیمار، ولی میخندم

منم و حسر تِ یلدا و غزلخوانیِ عشق
شعرِ من وردِ لبِ یار…ولی میخندم

منم و حسرتِ سرخیِ انارِ لبِ او
حسرتِ بوسه و دیدار، ولی میخندم

نفسم بندِ نفسهای کسی هست که نیست
همه دنیا شده دیوار، ولی میخندم

هر چه فریاد زدم از غم و تنهایی و درد
گوشِ تو نیست بدهکار ، ولی میخندم

کَسِ من روی تو و کارِ من آغوشِ تو بود
شده ام بی کس و بی کار، ولی میخندم

شدم از عشقِ تو دیوانه و رسوای زمان
آه! ، انگار نه انگار… ولی میخندم
دیدگاه ها (۲)

ناز کردی، گرچه من اهل تجارت نیستم!میخرم ناز تو را، با اینکه ...

تا به کی این دل دیوانه به تو رو بزندعشق در پای تو افتاده و ز...

لحظه دیدارت امشب پادشاهی می کنم هر نشانی از غم دنیاست راهی م...

......باتو ، بارانیم ......."تو" را بی دلیل دوست دارم،،، ...

part:10name:عشق وجداییویو تهیونگ:بورا رو اروم به اغوش کشیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط