تو زندگی یه جایی هست که

تو زندگی یه جایی هست که
بعد کلی تحمل کردن و چیزی نگفتن
بعد کلی مقاومت کردن
بعد کلی تنهایی ادامه دادن و دم نزدن
یه دفعه خسته میشی
خسته میشی از همه دنیا
دیگه انقدر تحمل کردی که میبُری از همه چی
دیگه نمیخوای به زور تو زندگی کسی باشی
نمیخوای اویزون دوست دارم هایی بشی که هیچوقت نشنیدی...
بعد کلی دویدن و نرسیدن
دیگه یه جا میشینی و زل میزنی و سکوت میکنی
به خودت میگی من که همه کار کردم که بشه
ولی نشد یعنی میشد ولی نخواست که بشه...
ازاون لحظه ها به بعد دیگه هیچ چیزی ذوق زده و خوشحالت نمیکنه...
فقط یه لبخند میذاری رو چهرت که کسی ازت نپرسه چت شده...
یه وقتایی معلوم نیست چرا داری زندگی میکنی
تا چشم باز میکنی میبینی همه ی مشکلات رو سرت آوار میشن...
خیلی لحظه ها ،دلت فقط یه دوست دارم میخواست بشنوه و دلگرم شی به زندگی کردن
ولی حیف...
چقدر سخته
اینکه ببینی داره میره و حتی نای اعتراض و حرف زدن نداری که چرا !
فقط یه سکوت میکنی و بغض میکنی و دم نمیزنی تا ببینی چی میشه اخرش...
خیلی تلخه که بهت بگن سرت شلوغه که ازت خبری نیست،ولی کاش میدونستن تو دنیای سوت و کورت هیچکسی نه تو رو یادش هست و نه کسی دوسِت داره...
فقط میگذرونی روزهاتو و همه چی رو میذاری گردن قسمت...
کاش زندگی یه جور دیگه بود
بعضی وقتا فقط داری میگذرونی،ولی روحت خیلی وقت پیش دفن شده...
حالم خوب است
اما تو باور نکن...‌
دیدگاه ها (۲۵)

روز جمعه ای سری به باغ زدم خدایااا شکرت گردوهامم رسیده #‍ د...

عنوان: به عنوان دوست پسرت ( نیکولای گوگول)وقتی بیدار میشی و ...

بعضی وقتا خسته نمی‌شی… فقط خالی می‌شی،نه اشکی می‌مونه، نه حر...

همه زورتو زدی که از چشمم بیوفتیمن دیوونه ولی هنوز چرا دوست د...

همه زورتو زدی که از چشمم بیوفتیمن دیوونه ولی هنوز چرا دوست د...

گفتم خسته و درموندمولی کسی نبود بشنوه...من ادم بدی نیستم.......

سناریو از ایتا:اینجا با هم ازدواج کردین یه عصر بارونی بود و ...

سناریو کازتورا پارت اخر

۳پارتی سینا ساعی وقتی

قربون چشمات برم که این‌همه دلتنگشم… 🥹❤️کاش می‌دونستی نبودنت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط