سناریو از ایتا:
سناریو از ایتا:
اینجا با هم ازدواج کردین
یه عصر بارونی بود و تو رو مبل نشسته بودی و با گوشیت ور میرفتی که...
ایتا: عسلم نمیخوای شام بزاری ؟
تو: تو کی اومدی؟
ایتا: از وقتی گشنم شد.
تو: خو برو یه چیزی بخور عزیزم.
ایتا: چی بخورم؟ لبات یا جای دیگت؟
یهو قرمز شدی : منظورم اون نبود منحرف.
ایتا آروم خندید و اومد کنارت نشستم و لب هاش رو لب هات کشید.
ایتا: تو خوشمزه ترین خوراکی دنیایی
تو: دیگه داری لوس میشیا
این بار لب هاش رو محکم رو لب هات فشار میده و یه بوسه عمیق ازت میگیره و تو هم همراهیش میکنی
بعد از چند ثانیه از هم جدا شدید
تو: سیر شدی الان؟
ایتا: نه هنوز گشنمه، بیشتر میخوام.
و دوباره بوسیدت
پایان!
ببخشید که ریدمممم
اینجا با هم ازدواج کردین
یه عصر بارونی بود و تو رو مبل نشسته بودی و با گوشیت ور میرفتی که...
ایتا: عسلم نمیخوای شام بزاری ؟
تو: تو کی اومدی؟
ایتا: از وقتی گشنم شد.
تو: خو برو یه چیزی بخور عزیزم.
ایتا: چی بخورم؟ لبات یا جای دیگت؟
یهو قرمز شدی : منظورم اون نبود منحرف.
ایتا آروم خندید و اومد کنارت نشستم و لب هاش رو لب هات کشید.
ایتا: تو خوشمزه ترین خوراکی دنیایی
تو: دیگه داری لوس میشیا
این بار لب هاش رو محکم رو لب هات فشار میده و یه بوسه عمیق ازت میگیره و تو هم همراهیش میکنی
بعد از چند ثانیه از هم جدا شدید
تو: سیر شدی الان؟
ایتا: نه هنوز گشنمه، بیشتر میخوام.
و دوباره بوسیدت
پایان!
ببخشید که ریدمممم
- ۱۶۸
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط