نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز

نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز
خواهی
بکشم به هجر و
خواهی بنواز

ور بگریزم ز دست ای مایهٔ ناز
هر جا که روم
پیش تو می‌آیم باز

#سعدی
💠
دیدگاه ها (۲)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

شعر سعدی.....

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط