کفش کودکی را دریا برد...
کفش کودکی را دریا برد...
کودک روی ساحل نوشت:
دریای دزد......
آنطرف تر مردی که صید خوبی داشت روی ماسه ها نوشت :
دریای سخاوتمند......
جوانی غرق شد مادرش نوشت :
دریای قاتل....
پیرمردی مرواریدی صید کرد نوشت:
دریای بخشنده.....
موجی نوشته ها را شست.....
دریا آرام گرفت؛
" به قضاوت دیگران اعتنا نکن اگر میخواهی دریا باشی
بر آنچه گذشت،
آنچه نشد.......
حسرت نخور؛
زندگی اگر آسان بود با گریه شروع نمیشد"
***
کودک روی ساحل نوشت:
دریای دزد......
آنطرف تر مردی که صید خوبی داشت روی ماسه ها نوشت :
دریای سخاوتمند......
جوانی غرق شد مادرش نوشت :
دریای قاتل....
پیرمردی مرواریدی صید کرد نوشت:
دریای بخشنده.....
موجی نوشته ها را شست.....
دریا آرام گرفت؛
" به قضاوت دیگران اعتنا نکن اگر میخواهی دریا باشی
بر آنچه گذشت،
آنچه نشد.......
حسرت نخور؛
زندگی اگر آسان بود با گریه شروع نمیشد"
***
- ۲.۷k
- ۰۵ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط