کاش می دانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته…

کاش می دانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته…


آن وقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرم…
دیدگاه ها (۰)

کاش میشد که کمی شعر برایش بخرمیا همین دفتر اشعار خودم ر...

دلم برای دست‌هایی تنگ شدهکه بی‌صدا غصه‌هایم را جمع می‌کردو ب...

من کیستم!

با شب هایی که یادِ تو دست از سَرم برنمی دارد چه کنم؟!کاش کسی...

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

گفت خب ایراد تو چیست؟ گفتم زیاد فکر میکنم، خیلی، بی‌نهایت، ب...

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

اگر می‌دانستید بعضی آدم‌ها چه مسیر سخت و طولانی‌ای را پشت سر...

‏🐺 [۲۳:۰۳ ~ ۲۳:۰۹ به وقت آرژانتین]آبشش کوسه‌ای ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋدقیقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط