{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مترسک کلاه از سر بردار ،

ای مترسک کلاه از سر بردار ،

ما کلاغان دیگر عقاب شدیم .

ما از آسودن و نیاسودن ، سنگ زیرین آسیاب شدیم .

از بسکه زیربار غم و غصه رنج کشیدیم ،

دیگه با دردهم بی حساب شدیم
دیدگاه ها (۳)

به قول استاد انتظامی: خوشبختی اون چیزی نیست که کسی از بیرون ...

باورم اين است،بهترين هديه اي كه ميتوانم بخواهم و آرزو كنم،هم...

دوستاني هستند به مانند كوههاي سر به فلك كشیده، استوار،راسخ و...

-ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ي ﻣﻌﺸﻮق زﻣﯿﻨﻲ ﮔﻨﻪ اﺳﺖ ﺑﻪ زﻣﯿﻦ ﻋﺸﻖ ﻧﻮرز ﺳﺨﻦ از ...

P : 17

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 146♡⁠。⁠)⁩لباس م...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_8ویو میراغذاهای خیابونی ه...

یک سگ زیادی ولگرد

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از...

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از...

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از...

ای مترسک کلاه از سر بردار ، ما کلاغان دیگر عقاب شدیم . ما از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط