{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو قلبم را پر از احساس و غرق ناز کردی

تو قلبم را پر از احساس و غرق ناز کردی
به دنیایِ پر از باران، دلم را باز کردی

سراپا شور و مستی،در نگاهت قبله بودم
نمازِ عاشقی با قلب من آغاز کردی

سراغ از من نمیگیری؛ چرا دور از منی تو؟!
قسم بر اشک و هجران؛ سوز دل را ساز کردی

بهاری می شوم با خاطراتت در زمستان
تو پاییزی که بغضِ عشق را چون راز کردی

من آن افتاده در صحرای سوزانم به غمها
که با رویای شیرین، روح من طناز کردی

پرستویی غزلخوان می شوم در روز عشّاق
وجودم را پر از خواندن به این آواز کردی

سفر کردم، شرابی از لب وصلت بنوشم
نبودی، مست مستم، باز هم اعجاز کردی!
دیدگاه ها (۱)

بفهم

.

سلاااااااااااااام صبح زیباتون بخیر دوستااااااااای گلمممممم

مرگبارترین جدال …!جدال میان " دلتنگی "و" غرور " است…!وقتی" د...

تو قلبم را پر از احساس و غرق ناز کردیبه دنیایِ پر از باران، ...

شب شیراز!

گفتی ام مجنون شدم دیوانه شو گفتم قبولگفتی ام من پیله ام پروا...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

🌾🌾🌾🌾🌾🌾 میلاد مولود کعبه می نویسم سر خط، مرد خط...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

< گله از یار دل آزار >ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر ا...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

سید مجتبی شجاعی

ریباز سالار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط