تو قلبم را پر از احساس و غرق ناز کردی
تو قلبم را پر از احساس و غرق ناز کردی
به دنیایِ پر از باران، دلم را باز کردی
سراپا شور و مستی،در نگاهت قبله بودم
نمازِ عاشقی با قلب من آغاز کردی
سراغ از من نمیگیری؛ چرا دور از منی تو؟!
قسم بر اشک و هجران؛ سوز دل را ساز کردی
بهاری می شوم با خاطراتت در زمستان
تو پاییزی که بغضِ عشق را چون راز کردی
من آن افتاده در صحرای سوزانم به غمها
که با رویای شیرین، روح من طناز کردی
پرستویی غزلخوان می شوم در روز عشّاق
وجودم را پر از خواندن به این آواز کردی
سفر کردم، شرابی از لب وصلت بنوشم
نبودی، مست مستم، باز هم اعجاز کردی!
به دنیایِ پر از باران، دلم را باز کردی
سراپا شور و مستی،در نگاهت قبله بودم
نمازِ عاشقی با قلب من آغاز کردی
سراغ از من نمیگیری؛ چرا دور از منی تو؟!
قسم بر اشک و هجران؛ سوز دل را ساز کردی
بهاری می شوم با خاطراتت در زمستان
تو پاییزی که بغضِ عشق را چون راز کردی
من آن افتاده در صحرای سوزانم به غمها
که با رویای شیرین، روح من طناز کردی
پرستویی غزلخوان می شوم در روز عشّاق
وجودم را پر از خواندن به این آواز کردی
سفر کردم، شرابی از لب وصلت بنوشم
نبودی، مست مستم، باز هم اعجاز کردی!
- ۱.۱k
- ۰۶ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط