{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچکس با من نیست

هیچکس با من نیست
مانده ام تا به چه اندیشه کنم

مانده ام در قفس تنهایی
در قفس میخوانم

چه غریبانه شبی ست
شب تنهایی من

عاقبت باید رفت
عاقبت باید گفت

با لبی شاد و دلی غرقه به خون
که خدا حافظ تو

گر چه تلخ است ولی
باید این جام محبت بشکست

گرچه تلخ است ولی
باید این رشته الفت بگسست

باید از کوی تو رفت
دانم از داغ دلم بی خبری

و ندانی که کدام جام شکست
که کدام رشته گسست

گرچه تلخ است پس از رفتن تو

خو نمودن به غم و تنهایی

عاقبت باید رفت
عاقبت باید گفت

با لبی شاد و دلی غرقه به خون که
خداحافظ تو

سهراب سپهری
دیدگاه ها (۲)

در بند دلی سوخته و تیره و تارمغمگین تر از آهنگ غم آلود سه تا...

خالق مرا شاعر تو را شعر آفریدهچشمت دوبیتی لب غزل مویت قصیدهد...

تهران شده بازیچه موهای بلندتیک شهر نشستند تماشا بکنندتمجموعه...

من اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشمهر چه ام، عاشق رخسار تو کافر...

عاقبت باید رفت...عاقبت باید گفت:  با لبی شاد و دلی غرقه به خ...

عاقبت باید رفت...عاقبت باید گفت:  با لبی شاد و دلی غرقه به خ...

هیچ کس با من نیستمانده ام تا به چه اندیشه کنممانده ام در قفس...

شعری هدیه به چشمان تا ابد منتظر فرزندان شهدای مدافع حرمظاهرا...

عشق یعنی  در خیالت دلبری پیدا  شودتوی بیداری و رویا در نگاهت...

وقت اگر داری کلامی با تو درد و دل کنم ، شاید از این گفتگو آر...

وقت اگر داری کلامی با تو درد و دل کنم ، شاید از این گفتگو آر...

شعر بارانوقت اگر داری کلامی با تو درد و دل کنم ، شاید از این...

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط