یــــــــــــــــــــــــوآ اینم مصاحبه با عشقم:)

یــــــــــــــــــــــــوآ اینم مصاحبه با عشقم:)
اینم لینک اصلیش:http://book-g.persianblog.ir/tag/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86_%D8%B4%D8%A7%D9%86
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اولین کتاب دارن شان ، سیرک عجایب ، در ژوئن 2000 منتشر شد . کتاب اول مجموعه ای که حماسه ی دارن شان نام داشت . ( در آمریکا با عنوان سیرک عجایب شناخته میشود ) این کتاب مورد تحسین واقع شد و جمع کثیری از هوادارانی را بوجود آورد که مشتاق او بودند بیشتر درباره اشباحی که با هر کسی که تا به آن موقع دیده بودند تفاوت داشتند ، بدانند .



1 . کدام یک اول بوجود می آیند ؟ طرح ، شخصیت ها یا موقعیت های داستان ؟

من ابتدا در ذهنم صحنه را مرور می کنم ؛ ممکن است یک لحظه ی حساس باشد یا یک صحنه غمناک یا یک چیز پیش پا افتاده . اگر مرا جذب کرد شروع به طرح سوالاتی درباره آن میکنم و آنقدر با آن بازی می کنم تا بتوانم آن را داخل متن بگنجانم . اگر بتوانم این کار را بکنم ، آنگاه شکل گیری یک موقعیت شروع می شود وگرنه از آن می گذرم .

2 . وقتی که شروع به نوشتن یک داستان می کنید ، به اینکه چطور به پایان برسد هم فکر می کنید ؟

معمولا بله . گهگاه پایان داستان در حین نوشتن تغییر می کند . اما من همیشه دوست دارم که نقطه پایانی داستان را در ذهنم داشته باشم .

3 . کاراکتر های شما ما به التفاوت خارجی دارند ؟

مستقیما نه . اما من ویژگی های آدم هایی که میشناسم را استفاده می کنم . مثلا نام ها یا هیکل شخصیت ها و عادت هایشان .

4 . چه چیزی شما را وادار به نوشتن می کند ؟

من عاشق داستان نوشتن هستم !

5 . در چه مرحله ای از نوشتن ، از کامپیوتر استفاده میکنید ؟

من همه ی نوشتن هایم را در کامپیوتر انجام می دهم حتی یادداشت های اولیه ام را .



6 . سخت ترین چیز در نویسنده شدن چیست ؟

انزوا . شما تنهایی کار می کنید و با جهان قطع رابطه می کنید و این محیط کاری جالبی نیست .

7 . بهترین چیز در نویسنده شدن چیست ؟

دیدن اثری که داستان های شما بر روی خوانندگان می گذارد . احساس عجیبی است وقتی که احساسات افراد غریبه را درباره ی شخصیت ها ، موقعیت ها و داستان هایی می شنوید که زمانی فقط در ذهن شما بوده است . بوجود آوردن یک داستان خوب کمی شبیه به دنیا آوردن یک کودک است با این تفاوت که بقیه مردم هم می توانند به اندازه ی شما از بچه یتان لذت ببرند .

8 . ویراستار شما چقدر در نوشته های شما تغییر ایجاد می کند ؟

ویراستار من هیچ تغییری ایجاد نمی کند . او اگر احساس کند که جایی مشکلی هست آن را با من مطرح می کند و برخی اوقات ایده هایی می دهد که چگونه آن را اصلاح کنم . معمولا من با آن ها موافقم و دوباره روی آن قسمت کا می کنم اما حرف آخر را من میزنم و دفعاتی بوده که من مجبور شده ام به جای ویراستارم ، به غریزه ام اعتماد کنم . نویسندگان جوان نباید نگران دخالت ویراستار باشند . ویراستاران خوب به شما کمک می کنند نه اینکه به شما اعمال نفوذ کنند .

9 . فکر می کنید اگر نویسنده نبودید چه کاره می شدید ؟

یک نویسنده ! من علاقه ای به شغل های دیگر ندارم . اگر نمی توانستم از نوشتن پولی به دست بیاورم به کار نیمه وقتی روی می آوردم که تجربه و فکر زیادی لازم نداشته باشد و در اوقات فراغتم به نوشتن مشغول می شدم .



10 . چه نظری درباره ی کتابهای الکترونیکی دارید ؟

من عاشق آن ها هستم این چیزها کتاب ها را در دسترس تر قرار می دهند . وقتی که من به سفر می روم ، معمولا مردم کتابهایی را به من پیشنهاد می کنند . در گذشته من بعد از سفر اسم کتاب را فراموش می کردم . اما الان اگر به آن کتاب علاقه مند بشوم می توانم کتاب را دانلود کنم و در اوقات فراغتم آ« را بررسی کنم . کتابهای الکترونیکی مسیر فردا هستند . من در سال های 2000 و 2001 این را پیش بینی می کردم که کتاب های کاغذی تا 20 سال دیگر به آثار باستانی تبدیل می شوند و کتابهای دیجیتالی آن ها را کنار زده و بازار را به دست می گیرند . کتاب های الکترونیکی هنوز راه زیادی در پیش رو دارند .



11 . کتاب مورد علاقه ی شما در دوران بچه گیتان چه بوده است ؟

باغ مخفی نوشته ی فرانسس هاچسن برنت



12 . از بین کتاب هایی که تا به حال نوشته اید کدام را بیشتر از همه دوست دارید ؟

جلاد لاغر . این رمان تک جلدی فانتزی درباره پسر جوان تشنه به خونی است که میخواهد وقتی که بزرگ شد ، سر انسان ها را ببرد . این کتاب مثبت ترین کتاب من است که توضیح می دهد که همه ی ما قدرت تغییر را داریم و این امیدواری برای همه ی ما وجود دارد .
دیدگاه ها (۲)

بعضی کتاب‌ها فقط یک داستان نیستند؛ سفری هستند که بعد از تمام...

موفقیت های بزرگ حاصل گام های کوچک

صفحه آرایی و طراحی جلد کتاب رمان

معرفی کتاب

معرفی کتاب: «نقشه گنج ریاضی» اثر دکتر رزیتا دغلاوی‌‌ نژادریا...

✲ وقتی مغزت دست از سرت برنمی‌داره...تپش قلب ، دست‌های یخ‌زده...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤یک داستان مافیایی، خانوادگی و ...

مرد سه هزار چهره

مرد سه هزار چهره

مرد سه هزار چهره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط