شکسته شدن حکومت نظامی

شکسته شدن حکومت نظامی به فرمان امام خمینی

من از مردم شجاع تهران مى‏خواهم در صورتى که قواى متجاوز عقب‏نشینى کردند، با حفظ آمادگى و هوشیارى از خدعه دشمن، آرامش و نظم را حفظ کنند ولى مجهز و مهیا براى دفاع از اسلام و نوامیس مسلمین باشند. اعلامیه امروز حکومت نظامى، خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نکنند

تحولات و وقایع در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی با سرعت سرسام‌آوری یکی پس از دیگری رخ می‌نمود ولی همواره حسن تدبیر و موضع‌گیری‌های حساب شده و به موقع حضرت امام(س) هر بحرانی را به فرصت مناسب برای پیشبرد اهداف و برنامه انقلابی مردم تبدیل می‌کرد. روز 21 بهمن که پایگاه‌های پلیس و مراکز دولتی یکی پس از دیگری به دست مردم سقوط می‌کرد، فرماندار نظامی تهران طی اعلامیه‌ای ساعات منع عبور و مرور را به ساعت 4 بعد از ظهر افزایش داد و همزمان بختیار جلسه اضطراری شورای امنیت را تشکیل داد و فرمان اجرای کودتای طراحی شده از سوی هایزر را صادر کرد. از سوی دیگر امام خمینی(س) طی پیامی از مردم تهران خواست تا برای جلوگیری از توطئه در شرف وقوع به خیابان‌ها بریزند و حکومت نظامی را عملاً لغو کنند. سیل جمعیت زن و مرد و کودک و بزرگ به خیابان‌ها ریخته و مشغول سنگربندی شدند و با حضور شبانه‌روزی خود نقشه دشمن را نقش بر آب کردند. حضرت امام در پیام خویش به مشی مسالمت‌آمیز خویش در مبارزه اشاره کرده و تجاوز لشکر گارد به هوانیروز را محکوم و در صورت ادامه تجاوز به امکان اجازه جهاد مقدس اشاره کرده و به مردم به حفظ هوشیاری و حضور در صحنه تأکید کردند. (روزنگار زندگی و تاریخ سیاسی اجتماعی امام خمینی،ص 427.)
دیدگاه ها (۱)

حجت‌الاسلام‌والمسلمین ماندگاری تبیین کرد؛ پنج شاخص یاری ولی خدا با الهام از سیره حضرت معصومه(س)

آیت‌الله سعیدی: دشمن با سیاست «نه جنگ نه صلح» به دنبال ایجاد تحیر در جامعه است

حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی: تعصب و لجاجت می‌تواند مانع پذیرش حق شود

تاثیر تجمعات مردمی در ادوار مختلف تاریخ

آیت‌الله سعیدی: حضور حضرت معصومه(س) در قم فرصتی برای تولید کارهای فرهنگی است

حجت‌الاسلام‌والمسلمین میرباقری: نماز از مهم‌ترین محورهای تربیت خانوادگی است

ان معی ربی هو منتقم آنچه تاکنون پنهان می کردن عیان شد ،ان ه...

مردم به رهبر شهید فحش میدادن به خاطر خیانت همین خواص

پناه بر خدا !شبیه ارتش‌ آمریکا !جناب رئیس‌بسیج‌ ! هرچیز میگن...

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط