P9

+ هه دیونه شدی من حوصله شما رو ندارم
_ یوری چی
اجازه حرف زدن بهش ندادم گفتم
+ کجاست
_ باید با ما کار کنی
+ باید
همین الان گفتی مجبور به کاری نیستی
_ خب نظرم عوض شد
+ ایش منو ببر پیش یوری
_ باشه هه این
+ ایش سایکو بگو دهنت عادت کنه

ویو چان

خیلی لجبازه و دیوانست ای چان چت شده
بردمش پیش یوری
+ یوری یوری
حالت خوبه
_ اره بهترم
+ چان چه بلای سرش اوردی
بلند شد یقم گرفت این حرف زد
چه جوری وقتی عصبی میشه اتقدر زیباست
داشتم بهش فکر نیکردم که دیدم دستی جلوم تکون میخوره
+ هوی اقای کیم چان
_ الووو کجای
جفتشون جلوم وایستاده بودن
× اه ام چیزه تو فکر بودم
+ خب من با یوری میرم
× خیر
+ چرا اون وقت
× تو یوری دیدی و الان جز باند مای
+ ها دیوانه شدی
×نه
ایش
تو دلم بهش فحش دادم
برگشتم سمت یوری
+ یوری میخوای اینجا بمونی
_ چاری دیگه داریم
+ میدونی که زدن چان مثل اب خوردنه واسم تصمیم تصمیم توعه
× میشنوم
+ بشنو
_ * خنده
+ هعی به چی میخندی
_ هیچی میتونی چانو بزنی شکی توش نیست ولی ما تو خونه اونایم
+ ایشش
چان خدا ازت یش ببین منو یک درصد بودنم اینجا یوریه
× اوکی
+ ما کجا میمونیم
×بیاین
ویو یوری
با چان رفتیم داخل و از پله ها بالا رفتیم
گفت این اتاق شما دوتا بوده
+ اوم و اینکه ما باید یک سر بریم خونه وسایلمونو بگیریم
× باشه بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم
حرکت کردیم
+ همینجاست
× اوکی
+ تو بمون
× هه عمرن
+ ایش بیا
رفتیم تو و هه این وسایل خودش جمع کرد
منم لباسام برداشتم رفتم سراغ
لبتابم و هدفون و کاپیوترم توی ساکش گذاشتم
چان چمدون من و ساک گرفت
_ هعی سایکو بیا دیگه
+ راستش تنها گذاشتن اینجا و اون بچه های دست پا چلفتی عصبیم میکنه
_ اه درکت میکنم‌منم باهات اینجا بودم
از پله ها رفتیم پایین که
مربی و دوستای سایکو واستاده بودن
÷ هعی سایکو میخوای بری
+ اره ولی بر میکردم بهتون سر میزنم مربی
÷ اوه من دارم خواب میبینم اولین باره بهم میگی مربی
+ ایش پرو نشو
÷ دخترم جینکس تو مراقب خودت باش
_ چشم تا وقتی سایکو هست من سالمم
بعدش رفتیم سوار ماشین شدیم رفتیم عمارت و
رفتیم توی اتاقامون
سایکوکه خودشو پرت کرد رو تخت و چشماش بست منم وسایلم یک گوشه گذاشتم نشستم روی تختم
+ اه میگم سایکو
_ بله
+ الان باید همو چی صدا کنیم
_ ام خوب نمیدونم
+ هه ... این
_ ای نه اینجوری نگو
+ هعی باید عادت کنی ها
_ صبر کن
وای از چشماش معلوم بود خوی شیطونش امده بود ادامه دادگفت
دختر عمه
و یک نیش خند زد
+ هعی عمر اگه بازم صدام کنی
_ دختر عمه دختر عمه دختر عمه
+ بهت اجازه میدم فرار کنی
_ جدی تو هه
+ یااا
دویدم دنبالش اصلا حواسمون به اطراف نبود و داشتم میدویم که به سالن اصلی رسیدیم و پسرا سر مبل نشسته بودن و داشت با دعن باز که ما دورشون میدویدم نگاه میکردم
_ عی همیه زورت همینه
+ یا بگیرمت کشتمت
داشتم میدویدم که پام به میز گیر کرد داشتم کله پا میشدم ای ان گرفتم
سری بلند شدم و ببخشید گفتم
و هه این داشت با نیشخند بهم نگاه میکرد اشاره کرد به لپش
دست رو لپم گذاشتم متوجه قرمز شدنش شدم
+ هی دعا کن نگرفتمت وگرنه مرده بودی
_ یا من میتونم که این پسرا رو بزنم بعد تو میخوای منو بکشی

ویو هه این

بعد اینکه اینو گفتم پسرا بلند شدن و ای ان به نمایندگی گفت
_ هه تو
+ هوش درست حرف بزن
_ نزنم میخوای چیکار کنی
+ میکشمت
که دیدم جینکس اشاره میکنه ساکت شم
ممنونم که میخونین ولی اکه میشه بالایکاتون حمایتمون کنین ❤️
دیدگاه ها (۰)

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

اسلاید بعد لباس پسرا برای باربزن بریم ؟؟لتس گو (تابع قوانین ...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:4^ ...

پارت سهویو یوری الان کاملاً آماده شدم یوری: نامی بیا دیگهنام...

Do I love him, or do I hate him?💜 P³¹ 💜ویو جیناجونگکوک کنارم...

پارت ۷که وقتی وارد آشپزخونه شدن ات چشماش برق زد... خیلی خوشگ...

دوپارتی اسمات*part²این پارت اسماته جنبه نداری اصلا نخون!ویو ...

چقد پابوعهههه😭😭😭😭_-پسرا یه بازی شروع کردن که هرکس کسی که کنا...

#عشق_بعد_نفرتپارت: 6ویو اترفتم آشپز خونه میزو جمع کردم و منت...

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط