{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق_بعد_نفرت

#عشق_بعد_نفرت

پارت: 6


ویو ات
رفتم آشپز خونه میزو جمع کردم و منتظر پسرا موندم من بر خلاف بعضی دخترا زود آماده میشدم زیاد آرایش نمیکردم لباس های باز دوست نداشتم و زیاد خودمو تو چشم بزارم کلا بدم میومد پیک می هم نبودم با این فکرا پسرا اومدن سوار ون شدیمو سمت کمپانی رفتیم

ویو یونگی
وقتی اومدیم پایی ات ظرفارو جمع کرده بود حاضر بود این دختر واقعا عجیبه سوار ون شدیم به سمت کمپانی رفتیم و رسیدیم کمپانی آهنگ جدید حاضر بود باید دنسش رو تمرین میکردیم دنسش سخت بود بعد دونفر دونفر باید باهم میبودیم ات با جیهوپ افتاد چون هردو واقعا تو دنس حرفه ای بودن ولی حسودیم شد نمیدونم چرا

ویو راوی
شروع کردن به دنس رفتن بعد از ده دور تمرین جیهوپ بالاخره اجازه داد استراحت کنن

جیهوپ: بچه ها زود استراحت کنید دوباره تمرین کنیم
ات: من آمادم
یونگی: بچه بگیر بشین چقد انرژی داری با تمام قدرت داشتی میرقصیدی تازه پارت رقصت از همه بیشتر بود
ات: من انرژی دارم هنوز
جیهوپ: من واقعا کم آوردم نیاز به دو دقیقه آرامش دارم تو چطوری
ات: باشه باشه
دیدگاه ها (۰)

dark love

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۶ات ویو امروز بعد دانشگاه رفتم پیش مبینا و همی*(ادامه ح...

#میکاپ_آرتیست_من

رمان : آیدل من پارت: «4»ویو «ا/ت»رسیدیم کمپانی ، از ماشین پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط