{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خستــه ام…

خستــه ام…

از صبوری خستـــه ام…

از فریـــادهایی که در گلویـــم خفـه ماند…

از اشــک هایی که قـاه قـاه خنـــده شد…

و از حـــرف هایی که زنده به گـــور گشت در گــورستان دلم

آســان نیست در پس خـــنده های مصــنوعی گریــه های دلت را ،

در بی پنـــاهیت در پشت هـــزاران دروغ پنهـــان کنی…

این روزهــا معنی را از زندگـــی حذف کــرده ام…
برایــم فرق نمـــی کند روزهایـــم را چگونــه قربانـی کنم
دیدگاه ها (۲)

شاهــــــ ـــــ ـــــزاده ی مــــــــــن به مـرد بودن و مـرد...

مـــــــــــــردانگـــــــــــــی ات را با شکستــــــــن دل ...

آغــوشـــ ِ تــو مــتراבف امــنــیــتـــ اســتـــ ْآغــوشــ ...

گاہت را بہ ڪســـــــــــــے بـבوز ڪہ قلبش برای تو بتپہ چشمان...

پارت ۶۶

when silence became a scream p7

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

نوع برخورد با کسانی که خود را به شکل عریان و برهنه ....

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

ــــخــستــہ امـ …از صبورے خــستـــہ ام …از فــَریــــادهایے...

خسته ام...از صبوری خسته ام...از فریادهایی که در گلویم خفه ما...

خسته ام...از صبوری خسته ام...از فریادهایی که در گلویم خفه ما...

خسته م...از صبوری خسته م...از فریادهایی که در گلویم خفه ماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط