.

.
.
وقتی که تو، لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را
می خوابانی
آه، وقتی که تو چشمانت،
آن جام لبالب از جان دارو را
سوی این تشنهء جان سوخته، می گردانی
موج موسیقیِ عشق
از دلم می گذرد...




#فریدون_مشیری❤️💐
دیدگاه ها (۰)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

سناریو سانزو

پارت ۲۷

رمان انتقام ازدواج کامل

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط