اینم اولین ارتمه که از اسلاید دوم قالب گرفتم و اوسیم ساخت
اینم اولین ارتمه که از اسلاید دوم قالب گرفتم و اوسیم ساختم که معرفیش هم الان میزارم
و اینکه موهاش خاکستری رو به سفید هست و پوستش تقریبا رنگپریده هست با اون یک چشم سرخ ابیش چون بیماری آلبینیسم داره و اون یکی چشمش هم که صورتی نیست و تو یک حالت بنفش طور هست بخاطر اینکه ایشون از بچگی با یک چشم نابینا بدنیا اومده
اسم : کیمورا
نام خانوادگی : آشینا
سن : 18
وضعیت : نامعلوم
شیپ : نامشخص
تایپ: INFJ
شیطان کش (حال)
هاشیرا (اینده)
نوع تنفس : تنفس گل " تنفس استر(استر یک نوع گل بنفشه که خیلی گل بامزه ای هست و تنفس استر زیر شاخه تنفس گل هست)
(اگر چیزی از اوسی کس دیگه ای داخل ویسگون کپی کردم لطفا بگید)
نژاد : انسان
تنفرات : اصلا تنفر نداره با همه اوکیه
علاقه : بستنی " محیط های باز و طبیعیت " جاهای سرد " برف
بستگان : کسی نداره پدر و مادرش تو بچگی بخاطر اون چشم نابیناش ولش میکنن چون فکر میکردن اون نحسه
داستان زندگی : وقتی که کیمورا بدنیا میاد وقتی چشماش باز میکنه پدر و مادرش متوجه میشن اون یک چشم نابینا داره و چون خرافاتی دارن فکر میکنن اون نحسه و ولش میکنن داخل کوهستان و بعد توسط یک اقا و خانومی پیدا میشه و اونا بزرگش میکنن و میفرستنش ازمون تا بتونه شیطان کش بشه اونجا کیمورا 14 سالش بوده و وقتی برمیگرده از ازمون خانه می بینه اون مرد و زنی که به فرزندی قبولش کردن تیکه تیکه شدن و از اون روز به بعد اون سعی میکنه خودشو زنده نگه داره و خودشو قوی تر میکنه و به نوعی وارد سپاه شیطان کش میشه و اینکه اون همیشه خودشو مقصر مرگ اون زن و مرد می دونه نه اون شیطان رو چون کلا ایشون همه چی سر خودشو خالی میکنه
#ارت 🟥 #شینوبو 🟥
#ارتیست 🟥 #اوسی 🟥
و اینکه موهاش خاکستری رو به سفید هست و پوستش تقریبا رنگپریده هست با اون یک چشم سرخ ابیش چون بیماری آلبینیسم داره و اون یکی چشمش هم که صورتی نیست و تو یک حالت بنفش طور هست بخاطر اینکه ایشون از بچگی با یک چشم نابینا بدنیا اومده
اسم : کیمورا
نام خانوادگی : آشینا
سن : 18
وضعیت : نامعلوم
شیپ : نامشخص
تایپ: INFJ
شیطان کش (حال)
هاشیرا (اینده)
نوع تنفس : تنفس گل " تنفس استر(استر یک نوع گل بنفشه که خیلی گل بامزه ای هست و تنفس استر زیر شاخه تنفس گل هست)
(اگر چیزی از اوسی کس دیگه ای داخل ویسگون کپی کردم لطفا بگید)
نژاد : انسان
تنفرات : اصلا تنفر نداره با همه اوکیه
علاقه : بستنی " محیط های باز و طبیعیت " جاهای سرد " برف
بستگان : کسی نداره پدر و مادرش تو بچگی بخاطر اون چشم نابیناش ولش میکنن چون فکر میکردن اون نحسه
داستان زندگی : وقتی که کیمورا بدنیا میاد وقتی چشماش باز میکنه پدر و مادرش متوجه میشن اون یک چشم نابینا داره و چون خرافاتی دارن فکر میکنن اون نحسه و ولش میکنن داخل کوهستان و بعد توسط یک اقا و خانومی پیدا میشه و اونا بزرگش میکنن و میفرستنش ازمون تا بتونه شیطان کش بشه اونجا کیمورا 14 سالش بوده و وقتی برمیگرده از ازمون خانه می بینه اون مرد و زنی که به فرزندی قبولش کردن تیکه تیکه شدن و از اون روز به بعد اون سعی میکنه خودشو زنده نگه داره و خودشو قوی تر میکنه و به نوعی وارد سپاه شیطان کش میشه و اینکه اون همیشه خودشو مقصر مرگ اون زن و مرد می دونه نه اون شیطان رو چون کلا ایشون همه چی سر خودشو خالی میکنه
#ارت 🟥 #شینوبو 🟥
#ارتیست 🟥 #اوسی 🟥
- ۳.۶k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط