{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشند

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشند
آهوان مست جور چشم او را می کشند

زیر بار عشق قامت راست کردن ساده نیست
موج ها باری گران بر دوش دریا می کشند

قصه ی انگشتری بی مثلم اما بی نگین
دوستان از دست من شرمندگیها می کشند

قامتم هر قدر رعناتر شود ، خورشید و ماه
سایه ام را بیشتر بر خاک دنیا می کشند

شرک موری بود بر سنگ سیاهی در شبی
چشم های ما فقط " رنج " تماشا می کشند
دیدگاه ها (۱)

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشندآهوان مست جور چشم او را م...

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشند آهوان مست جور چشم او را ...

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشندآهوان مست جور چشم او را م...

💫 همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشندآهوان مست، جور چشم او ر...

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشندآهوان مست، جور چشم او را ...

همچنان #صیاد را #صحرا به صحرا می کشند#آهوان_مست ، جور #چشم ا...

شعری از آقای فاضل نظری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط