نیاز رو تو خودم کشتم، که هرگز تا نشه پشتم
نیاز رو تو خودم کشتم، که هرگز تا نشه پشتم
زدم بر چهره ام سیلی، که هرگز وا نشه مشتم
من آن خنجر به پهلویم، که دردم را نمی گویم
به زیر ضربه های غم، نیفتد خم به ابرویم
غرور ای ناجی حرمت، تو با من پا به پایی کن
به هنگام سقوط من، تو در من خودنمایی کن
من آن خورشید زرپوشم، که با ظلمت نمی جوشم
بجز آغوش دریا را، نمی گیرم در آغوشم
زدم بر چهره ام سیلی، که هرگز وا نشه مشتم
من آن خنجر به پهلویم، که دردم را نمی گویم
به زیر ضربه های غم، نیفتد خم به ابرویم
غرور ای ناجی حرمت، تو با من پا به پایی کن
به هنگام سقوط من، تو در من خودنمایی کن
من آن خورشید زرپوشم، که با ظلمت نمی جوشم
بجز آغوش دریا را، نمی گیرم در آغوشم
- ۲.۹k
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط