{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوش جانت شعرهایم، تحفه ای ناقابل است

نوش جانت شعرهایم، تحفه ای ناقابل است
خط به خط، دفتر به دفتر،شرح حال این دل است

با تمام عشق و احساسم سرودم بهر تو
سینه ام آتش نگیرد از فراقت، مشکل است

جویبار شعر من سرچشمه اش چشمان توست
جوشش شعر از نگاهت ،شمع بزم محفل است

باغ لبهایت رسیده میوه های نوبرش
لب گزیدنهای تو، تاراج دل را عامل است

جعد گیسوهای تو چون موج دریا پرخروش
آرزویم دیدن این موج اندر ساحل است

هر نفس با یاد تو شوری به جانم می رسد
نوش جانت، شعرهایم تحفه ای ناقابل است

#عرفان_یزدانی
دیدگاه ها (۱)

نـــوش جـــانت شعــرهایم، تحفـــه‌ای نـاقـــابل استخط به خط،...

سکوت عاشقانه

نوش جانت شعرهایم، تحفه ای ناقابل استخط به خط، دفتر به دفتر،ش...

عاشقانه

نوش جاااانت شعرهایم ، تحفه ای ناقابل استخط به خط، دفتر به دف...

با  نگاهت در دلم شوری عجیب افتاده استآدمم!! روی لبت تصویر سی...

عیدی عالی تبار

توران صمدانی

نقیب الله رهسپر بخشی شاعر افغانستانی

شاید شعار است این شعور شعر تو در توهر کس به میزان شکارش مشک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط