{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران می‌آمد

باران می‌آمد
مردمان در خواب خانه
از آب رفته به جوی … سخن می‌گفتند
همهمه‌ی یک عده آدمی در کوچه نمی‌گذاشت
لالایی آرام آسمان را آسوده بشنوم
اصلن بگذار این ترانه
همین حوالی بوسه تمام شود!
من خسته‌ام
می‌خواهم به عطر تشنه‌ی گیسو و گریه نزدیک‌تر شوم،
کاری اگر نداری… برو
ورنه نزدیک‌تر بیا
می‌خواهم ببوسمت...
دیدگاه ها (۱)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۲: جنگ جهانی سوم، نسخه‌ی قصرچند لحظه بعد ...

...باران می‌آمدمردمان در خوابِ خانهاز آبِ رفته به جوی ... سخ...

اصلا بگذار این ترانههمین حوالیِ بوسه تمام شود !من خسته‌اممی‌...

بودن با اون غیر ممکن بود! و نداشتنش مزه‌ی مرگ میداد:)

#نمی‌دانم...نمی‌دانم چه کسی صاحب من است؟کدام خدا صاحب من است...

باران زیباترین اتفاق است برای بهارمثل تو برای من

اي نم نم باران چه خبر آن سوي پرچیناز مزرعه ي گندم و صحرايُ پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط