علی عباس گودرزی

علی عباس گودرزی

علی عباس گودرزی متخلص به "خرم" زاده‌ی سال ۱۳۳۳ خورشیدی، اهل روستای ده‌ریز شهر کوچک اشترانیان در شهرستان بروجرد شاعر لرستانی است که بیش از ۳۵ ساله که شعر می‌گوید. سطح تحصیلات او دیپلم است.
او سال ۱۳۵۸ مدتی به خارج از ایران رفت و سال ۱۳۶۰ دوباره به وطن بازگشت.
از او تاکنون دو کتاب چاپ و منتشر شده است.
کتاب "پنج گنج" توسط انتشارات سنایی در تیر ماه ۱۳۹۶ در ۳۸۲ صفحه به شماره شابک: 978-964-8746-71-6
در قطع وزیری به چاپ رسید.
کتاب دیگر او با نام "زمزمه کن در گوشم" به زیور طبع آراسته شده است.
استاد گودرزی در آبان ماه ۱۳۹۷ از سوی مدیرکل آموزش و پرورش استان لرستان مورد تقدیر قرار گرفت. ایشان همچنین در جشنواره‌ی ادبی عباس باب الحوائج(ع) که توسط سازمان صدا و سیمای استان لرستان برگزار شده بود، مورد تقدیر قرار گرفت.

▪︎نمونه شعر:
(۱)
معلم داد درس نان و بابا
دل او دائما همراه با ما
پس از آن گفت از تکلیف فردا
دو صفحه دیکته و یک صفحه انشاء
بدو گفتم ببخش، آقا اجازه
دو صفحه دیکته، آیا نیازه؟
دو بارِش می‌کشد تا نیمه‌ی شب
اگر آن را نویسم می‌کنم تب
به فردا درس بابا بود با آب
دو چشمانم مهیا بود بر خواب
پس از آن بود درسِ داس دارد
بگرید هرکه او احساس دارد
پس از آن، آمد او در وقت باران
از آن آمد شدن خوشوقت یاران
پس از آن درس زیبای انار است
به یادش این دل من غصه‌دار است
همه خواندیم درس آب با نان
در آن وقتی که می‌بارید باران
کلاس درس بود و شور و غوغا
کلاسی بود جانا بس مصفا
معلم بود و تخته با محصل
همیشه بهترین بودم معدل
به یادش می‌رود صبر و قرارم
که بود او بهترین آموزگارم
دگر پیدا نگردد مثل آن کس
معلم بی‌گمان او باشد و بس
دگر پیدا نمی‌باشد چنانی
نمی‌آید چو او دیگر زمانی.


(۲)
گذار آهسته پا، زیرا که ترسم
غبارم بر سر و صورت نشانی
خیالم نازک است مانند چینی
از آن ترسم تَرَک بیند نهانی
خیالم بس بوَد نازک‌تر از گل
بنه آهسته پا، تا می‌توانی
از آن ترسم که خاطر رنجه گردم
نفس گر بر گل باغم وزانی
مرا طبعی لطیف است بی‌نهایت
چرا با خود مرا هر سو کشانی
دمی آهسته‌تر اشکم بیفشان
که سیلابی شود بر من زمانی
لطیفم هم‌چو گل، نازک چو چینی
چرا بیجا به دل خونم چکانی
گذار آهسته پا، زیرا که خوابم
چو "خُرم" ترسم از خوابم پرانی.


(۳)
نی ز کس آموختم؛ نی کس شدی استاد من
نی چو مکتب رفتگان، دادی سخن کس یاد من .


(۴)
دلا یاد بیت‌المقدس به خیر
کجایند دلیران دشتِ جُفیر
به یاد دلیران بازودراز
که با خون وضو کرده خوانده نماز.


(۵)
کِلِک عبرت گرت وه دنون
دنیا ز ای قیو دِ ملک ایرون
دنیا و ایمه بین برابر
تنها خدا بی وه ایمه یاور
یکی می‌اوما برنو دِ شونش
جز نوم خدا نوی دِ زونش
دِ گوله گوله ای خاک وطن
شهیدی اوفتا بی گور و کفن
الحق دلیرون بینه نمونه
دشمو ز خوفش هی میره بونه.



گردآوری و نگارش:
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)


منابع
- مصاحبه اختصاصی نگارنده با شاعر.
- مصاحبه با آقای بابک گودرزی، خواهرزاده‌ی شاعر.
https://www.google.com/amp/s/www.iribnews.ir/fa/amp/news/2172815
دیدگاه ها (۱)

صدای ناز می آید.صدای کودک پرواز می آید.صدای رد پای کوچه های ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

دکتر علی شریعتی‌ به سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در مزینان از توابع سبزوار در ...

سهیلا زارع

این سنگ ها كه دور و برت را گرفته اندچون تیغ تیز بر بدنت جا گ...

اگه پدرتو دوست داری بخون...میدونم زیاده ولی کار 5دقیقس.... ص...

پسر ماهواره ای مسلمانان مرا وقتی پسر بود که با ...

🌹 مظلوم قاسم بن الحسن🌹 این سنگ ها که دور و برت را گرفته اندچ...

🌹 مظلوم قاسم بن الحسن🌹 این سنگ ها که دور و برت را گرفته اندچ...

خواهشا تا آخرش بخوان،، صدای ناز می آید، صدای کودک پرواز می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط