دیریست حسرتی به دلم نقش بسته است
دیریست حسرتی به دلم نقش بسته است
هر جا روم بروی دلم راه بسته است
دیریست آرزوی نگاهت دو دیده راست
از بس که شب به صبح رساندیم خسته است
یک لحظه بر سیاهی بختم نگاه کن
انگار پیک مرگ به راهم نشسته است
نوبت به رقص مرگ رسیده دگر تمام
این عمر سوخته بند ز بندم گسسته است
طومار زندگانیم ای نیستی بپیچ
کز لابلای چاک دلم چاک رسته است
میدانی از چه تنگ بلور دلم شکست؟
دلخواه من ز اخم نگاهت شکسته است
با لهجه غمین سکوتت مرا بخوان
تا آن زمان که قاصد روحم نجسته است
بیرنگ تر ز آینه رنگین رخم ببین
باران اشک زردی رویم نشسته است
آهنگ زندگی چه غم انگیز گشته است
این بغض تلخ ساز به یادت شکسته است
با سایه ی عمیق سکوت ابریم نما
این لحظه ها دقایق سبزی خجسته است
هر جا روم بروی دلم راه بسته است
دیریست آرزوی نگاهت دو دیده راست
از بس که شب به صبح رساندیم خسته است
یک لحظه بر سیاهی بختم نگاه کن
انگار پیک مرگ به راهم نشسته است
نوبت به رقص مرگ رسیده دگر تمام
این عمر سوخته بند ز بندم گسسته است
طومار زندگانیم ای نیستی بپیچ
کز لابلای چاک دلم چاک رسته است
میدانی از چه تنگ بلور دلم شکست؟
دلخواه من ز اخم نگاهت شکسته است
با لهجه غمین سکوتت مرا بخوان
تا آن زمان که قاصد روحم نجسته است
بیرنگ تر ز آینه رنگین رخم ببین
باران اشک زردی رویم نشسته است
آهنگ زندگی چه غم انگیز گشته است
این بغض تلخ ساز به یادت شکسته است
با سایه ی عمیق سکوت ابریم نما
این لحظه ها دقایق سبزی خجسته است
- ۱.۵k
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط