{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر آمد تمام دردهایم را خرید

یک نفر آمد تمام دردهایم را خرید
دلفریبانه میان تار و پود من خزید

مانده بودم در حصار تنگ آغوشهای خار
تا که بادی  آمد و در شاخه ی خشکم وزید

تا به خود آمده بودم شده بود دنیایم
عقل و دنیایم به یک لبخند از دستم چکید

بلبل مستانه ای بود ،در میان شاخه ام
جان و دل دادم به آوازش ولیکن زود پرید

هرچه راست ایستاده بودم زیر بار زندگی
قامت رعنای صبرم در فراق او  خمید

فکرمیکردم  مسیر عشق دائم لذت است
اشتباه می کردم و دل درد دنیا را کشید

آه چه خاموش است فانوسم در این تاریک شب
مانده ام در کوره راهی پشت بن بست امید..😍😍

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه
#دلنوشته #دلنوشته_های_من #خاص
❤✨❤✨❤✨❤
دیدگاه ها (۰)

کیانا وحدتی

اکرم محمدی شاعر تهرانی

چشم هایی به رنگ عسل فصل(20)قسمت آخر. سه روز بعد فرزاد از بیم...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

*و اگر برای ظهور او دعا کنید، نشانۀ آن است که هنوز ایمانتان ...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

ولادت عمه جان حضرت مهدی عج😍🙏🌹مبارک

♥️♥️"دوســتت دارم"         مثـلِ اوليـن حـسِ            گـرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط