{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهید #مدافع_حرم #هادی_ذوالفقاری

شهید #مدافع_حرم #هادی_ذوالفقاری
زهرا ذوالفقاری خواهر شهید: «هادی در بخشی از وصیتش نوشته بود "دنیا رنگ گناه دارد دیگر نمی‌توانم زنده بمانم". این جمله او خیلی دلم را می‌سوزاند. نوشته بود انشاءالله امام حسین(ع)، حضرت زهرا(س) و امام رضا(ع) به قبر من بیایند. به نظر من عشق هادی به امام حسین(ع) باعث شهادتش شد. وقتی به نجف رفته بود هر وقت زنگ می‌زد بین‌الحرمین بود می‌گفتیم تو رفته‌ای نجف درس بخوانی چرا همیشه کربلا و بین‌الحرمینی؟ و در پاسخ ما می‌خندید».
هادی وصیت‌های عجیبی داشت که عمل کردنش مشکل بود اما به خواست خدا همه‌اش تحقق یافت. او وصیت کرده بود قبر مرا سیاهی بزنید و بعد مرا در آن دفن کنید. اما امکانش نبود قبرهای نجف به شکلی است که ماسه‌های سستی دارد بادی است و مثل ماسه‌های کشور ما نیست ممکن است خیلی ساده فروبریزد. هادی در معرکه شهید شد و غسل نداشت خودش قبلاً پرچم سیاهی تهیه کرده بود که خیلی ناگهانی پیکرش را درمیان آن پرچم پیچیدند و در قبر قرار دادند، ناخواسته کل قبرش سیاه و وصیت شهید عملی شد. به گفته دوستانش یک شال «یافاطمة الزهرا»(س) هم بود که آن را روی صورتش گذاشتند و به خواست خودش بالای سنگ لحد شهید با شیئی نوشتند یا زهرا(س).
اللهم عجل الولیک الفرج
دیدگاه ها (۱)

حاجی میگفت :شھید شدن اتفاقی نیست ..اینطور نیست ڪه بگی :گلوله...

خدایا شهیدم کن خدایا ، شهدای مدافع حرم و سلامت و امنیت رفتند...

شهید خرازی: سخنِ «بیهوده می‌جنگید» را خطاب به امام حسین (ع) ...

«مرا پایینِ پای شهید شوشتری دفن کنید؛من سربازِ شهید شوشتری‌ا...

وصیت شهدا

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

مرا جایی دفن کنید که مردم اذیت نشوندخام فاطمه دیانتی، همسر س...

🌷 شهید عباس اسمیه؛ سرباز جبهه حق و مدافع حریم اهل‌بیت(ع)شهید...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط