{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت

تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس

پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم
#سعدی
دیدگاه ها (۱)

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌امخانه به خانه، در به در، کوچه...

روزپزشک مبارک 🌷گاهی یادمان می‌رود پشت آن روپوش سفید، یک آدم ...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

*روزهایی هستکه باید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید ...روزهایی...

کامل گوش کن بعد نظرتو بگوخدا می گوید...هر آنکس را که بیشتر ا...

یا صاحب الزمان ادرکنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط