.
.
چه ماجرای حزینی است ماجرای حسن
چه غصه های عجیبی است در نوای حسن
به خیمه های حسینی روید و گریه کنید
گهی برای حسین و گهی برای حسن
هنوز می رسد از پشت درب خانه به گوش
صدای ناله زهرا و گریه های حسن
تمام عمر ، غم و غصه بود و تنهایی
یکی دو تا که نبوده است غصه های حسن
همان کسی که به ظاهر ز دوستانش بود
کشید از سر دوش حسن عبای حسن
بیا و غربت او را ببین که سجاده
چنان کشید به خیمه ز زیر پای حسن...
.
که گوشواره عرش خدا به خاک افتاد
هزار مرتبه جانم شود فدای حسن
چنان ز زهر جفا پاره پاره شد جگرش
که شعله زد به دل درد آشنای حسن
سرش بپای حسین بود لحظه آخر
غریب کربلا سوخت در عزای حسن
به گریه گفت که روزی شبیه روز تو نیست
حسین گریه نکن این قدر برای حسن
گرفت قاسم خود را به سینه ، گفت حسین
به کربلا پسرم را ببر به جای حسن
.
چه ماجرای حزینی است ماجرای حسن
چه غصه های عجیبی است در نوای حسن
به خیمه های حسینی روید و گریه کنید
گهی برای حسین و گهی برای حسن
هنوز می رسد از پشت درب خانه به گوش
صدای ناله زهرا و گریه های حسن
تمام عمر ، غم و غصه بود و تنهایی
یکی دو تا که نبوده است غصه های حسن
همان کسی که به ظاهر ز دوستانش بود
کشید از سر دوش حسن عبای حسن
بیا و غربت او را ببین که سجاده
چنان کشید به خیمه ز زیر پای حسن...
.
که گوشواره عرش خدا به خاک افتاد
هزار مرتبه جانم شود فدای حسن
چنان ز زهر جفا پاره پاره شد جگرش
که شعله زد به دل درد آشنای حسن
سرش بپای حسین بود لحظه آخر
غریب کربلا سوخت در عزای حسن
به گریه گفت که روزی شبیه روز تو نیست
حسین گریه نکن این قدر برای حسن
گرفت قاسم خود را به سینه ، گفت حسین
به کربلا پسرم را ببر به جای حسن
.
- ۳.۸k
- ۳۰ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط