{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردها هم گاهی بی کس می شوند

مردها هم گاهی بی کس می شوند
وقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا را
و نمی یابند و از پا می افتند
دست می کشند از دلدادگی
روزمرگی ها را بیشتر به دورِ خود دیوار می کنند
آدمِ دیگری می شوند
گاهی ساکت گاهی پر صدا
گاهی جسور گاهی خودخواه
مردها وقتی نمی یابند گوشه ی آرامش را
میانِ آغوشِ نرم و امنِ یک زن
سنگ می شوند
مردها گاهی نصفه و نیمه می مانند
وقتی نیست دخترکی که برایشان دختر باشد !
می دانی چه می گویم ؟
شرور باشد
برایِ چشمانِ مردش بی پروا باشد
بگوید.. بخندد... ببوسد
خستگی هایش را بفهمد
سکوتش را بخواند
دستش را بگیرد شهر را نشانش دهد
رو به رویِ مغازه ها به ایستد
برایش لباس انتخاب کند
و بفهمد و بفهمد و بفهمد
.
مرد ها
این سخت هایِ شکننده
گاهی
فهمیدن می خواهند
دیدگاه ها (۱۸)

دست‌های تو انگارپرچم‌های صلح‌اندبر خرابه‌ی روزهای منکه جز نش...

تمام تو فدای من تمام من فدای تو چه عشق عادلانه ای برای من بر...

غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها ...

عزیز میگه مردها هر قدر هم که بزرگ و باسواد و پول دار بشن، با...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

مردها هم گاهی بی کس میشوند...وقتی جستجو می کنند نگاه آشنا را...

مردها هم گاهی بی کس میشوند...وقتی جستجو می کنند نگاه آشنا را...

مردها هم گاهی بی کس می شوندوقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا راو...

مردها هم گاهی بی کس می شوندوقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا را ...

‍ مردها هم گاهی بی کس می شوندوقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا ر...

مردها هم گاهی بی کس می شوندوقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا را ...

مردها هم گاهی بی کس می شوندوقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا را ...

مردها هم گاهی بی کس می شوندوقتی جستجو می کنند نگاهِ آشنا را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط