در کارگاه تیر سه شعبه ، بهم رسید
در کارگاه تیر سه شعبه ، بهم رسید
لبخندهای حرمله با ناله های من
تیری گرفته بود ب دستش که تا هنوز
میلرزد از بزرگی آن دست و پای من
اینجا هزار حرمله چشم انتظار توست
آقا برای آمدنت کم شتاب کن
رحمی ب روز من نه ،به روی رقیه کن
فکری ب حال من نه به فکر رباب کن..
لبخندهای حرمله با ناله های من
تیری گرفته بود ب دستش که تا هنوز
میلرزد از بزرگی آن دست و پای من
اینجا هزار حرمله چشم انتظار توست
آقا برای آمدنت کم شتاب کن
رحمی ب روز من نه ،به روی رقیه کن
فکری ب حال من نه به فکر رباب کن..
- ۶۸۵
- ۰۴ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط