{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از آن روز که در بند توام آزادم

من از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
دیدگاه ها (۱)

چشم تو مانند من در حسرت دیدار نیست؟خسته‌ام اما دلم از عشق تو...

چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشیچـــراغ خلوت این عاشق که...

دوباره یاد تو افتادم و دوباره... غزلتویی که چشم تو ماه و دلت...

‌ترسم این است نیایی نفسم تنگ شودنقش رویایی تو هی کم و کم رنگ...

من از آن روز که در بند تو ام آزادمپادشاهم که به دیت تو اسیر ...

غمِ تو هرگز سرد نمى‌شود؛ همچون شعله‌اى که در جانِ زمان زنده ...

دفترچه خاطرات لی نونومثل اینکـه از اول خلقـت سرنوشـت من ایـن...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

کاش یک روز همه ما متوجه شویم زنده ما نیستیم.بلکه زنده حقیقی ...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط