{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

امروزاینجا باز باران آمد و یادت بخیر
پای من در خاطرات رفته بر بادت بخیر
راه رفتن زیر باران بی تو سرد است و غریب
مانده ام از لحظه های با تو بودن بی نصیب
یک زمانی نم نم باران به جانم می نشست
بند غم را از دو پایم با وجودت می گسست
مثل دختر بچه ی شادی رها از بند غم ؛
خنده های ساده ام را می شمردم مغتنم
باز باران بی ترانه بی تو ماندن خوب نیست
باقی این راه را با بی کسی ها ، حکم چیست؟
چشم من در امتداد این خیابان مانده است
صورتم را گریه های بی امان پوشانده است
هر دو دستم را گرفتم روی صورت تا کسی
دل نسوزاند برایم از سر دلواپسی
گفته بودی هرکجا باران ببارد می رویم
شعرهایی دست اول ، نو برایش می شویم
کوچه را در انتظارت لایه روبی می کنم
در خیالم زیر چترت پایکوبی می کنم
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

موسیقی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش چهارم_نفسم بند آمده.باید ...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط