شوق رسیدن به

شوق رسیدن به
لب هایت
جرات دل کندن از
چشم هایت را
به من می داد ،
وگرنه نگاهت
امن ترین جای جهان بود !
گاه باید شجاع بود
باید امنیت را فدا کرد
به خاطر آزادی ...!

‎#ابراهیم_مهربانی
دیدگاه ها (۱)

دلم مشغولِ یک عشق است و از مردم گریزان است  میانِ سینه مِهرت...

وقتی لب تو خنده زد

مرضیه جانم🌸کنارِ تو، انگار جهاناز تمامِ هیاهویش دست می‌کشد؛ز...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

فیک الماس در تاریکی ها پارت ۲

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط