{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مدح مادر

در مدح مادر
فاطمه پروانۀ مدار خودش بود

منحصراً تحت انحصار خودش بود

فاطمه مخدوم خویش و خادم خویش است

کعبۀ خود بود و پرده دار خودش بود

نان کسی بر لبش حلال نباشد

فاطمه هر روز نان بیار خودش بود

روح خودش را گرفت در تن خود ریخت

خلقت زهرا در اختیار خودش بود

گفت: اَنا مِن فاطمةُ ، فاطمه مِنّی

فاطمه پس سال ها کنار خودش بود

این که ولایت چنین به نام علی شد

کار علی هم نبود، کار خودش بود

هیچ زمان رو نزَد به غیرت شمشیر

تکیه ی زهرا به ذوالفقار خودش بود

نَه که بخواهد نبی مقام بگیری

بوسه به دست تو افتخار خودش بود

نیست عجب گر علی به خاک تو افتاد

چون که مزار تو نَه، مزار خودش بود

علی اکبر لطیفیان
دیدگاه ها (۷)

خواهش میکنم تا اخر ببنید و نشر بدین. اونوقت که من حرف می زن...

فرازهایی زیبا, از صلوات ضراب اصفهانی در مدح و ستایش و دعا بر...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

همه با هم #یاعلی یک #شعر در وصف #امیرالمؤمنین بنویسید و سه ن...

شهادت حضرت زهرا س تسلیت باد 😢 ⁦❤ ️⁩معجزات چشم زهرا عرش اعظم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط