{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند ابر را پاره

رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند ابر را پاره خواهم کرد من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها بادبادک ها به هوا خواهم برد گلدان ها آب خواهم داد ...خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند هر کلاغی را کاجی خواهم داد.
دیدگاه ها (۳)

چرا مردم نمی دانند ،که لادن اتفاقی نیست ،نمی دانند در چشمان ...

gold ferrari

آن سپهری که تا لحظه ی خاموشی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی باو...

چقدر گرفته دلت ،مثل آنکه تنهایی چقدر هم تنها خیال می کنم دچا...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

dark life = 16

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آوردخواهم آمد گل یاسی به گدا خو...

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد... خواهم آمد گل یاسی به گد...

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...خواهم آمد گل یاسی به گدا...

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد... خواهم آمد گل یاسی به گد...

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...خواهم آمد گل یاسی به گدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط